در استان آذربایجان غربی و درست در روزهایی که حاصل یک سال تلاش باغداران به ثمر نشسته و باید سیبهای درختی به درآمد تبدیل شود اما متأسفانه بخشی از این محصول سر از حاشیه جادهها درآورده و قیمتش به کیلویی ۸ هزار تومان رسیده است!
این روزها سیبهایی که درآمد یک خانواده را تأمین میکنند در نبود مشتری به باری زیانآور برای باغداران این استان تبدیل شده است.
سیبهای تلنبارشده کنار جاده، فقط تصویر محصولی نیستند که خریدار ندارند؛ نشانه شکافی عمیق میان تولید کشاورزی و مدیریت بازارند. در یک سوی این شکاف، باغداری قرار دارد که هزینه آب، نهاده، کارگر و نگهداری از باغ را پرداخته است؛ در سوی دیگر، بازاری که در اوج برداشت، قدرت چانهزنی را از تولیدکننده میگیرد.
سالهاست که مسئله سیب آذربایجان غربی با وعده خرید حمایتی، نشستهای ساماندهی و تأکید بر صادرات دنبال میشود، اما تکرار گزارشهای مربوط به انباشت محصول نشان میدهد این اقدامها هنوز نتوانستهاند از شکلگیری دوباره بحران جلوگیری کنند.
قیمت سیب یک پنجم بازار
در حالی که مدیران و متولیان امر برای خرید سیب صنعتی با ابلاغیههای دستوری نرخ ۱۷هزار تومان را اعلام کردهاند، اما این محصول با قیمتی کمتر از ۱۰هزار تومان از باغداران و تنها کیلویی ۸ هزار تومان خریده میشود.
برگزاری جلسات، صدور دستورات و ابلاغ قوانین غیرضروری اقدامهای هر ساله مدیرانی است که چیزی جز متضرر شدن کشاورزان به همراه ندارد.
نرخ امروز سیب زیردرختی در ارومیه با ورود مدیران دولتی حدود ۸هزار تومان است، در حالی که سال گذشته و در سایه عدم دخالت مستقیم مسئولان دولتی تا ۳۰ هزار تومان هم رسیده بود.
مشکل کجاست؟
پرسش اینجاست چگونه استانی که از قطبهای اصلی تولید سیب کشور به شمار میرود، با چنین ظرفیت گستردهای در تولید و نگهداری محصول، هر سال با بحران فروش مواجه میشود؟ آیا مشکل فقط به فراوانی محصول مربوط است یا باید ریشههای آن را در شیوه مدیریت بازار، ضعف صنایع تبدیلی، دشواری صادرات و جایگاه نامتوازن باغدار در زنجیره تأمین جستوجو کرد؟
آذربایجان غربی در سال جاری نیز با تولید گسترده سیب روبهرو است و بنا بر گفته رئیس سازمان جهاد کشاورزی این استان برداشت محصول از باغهای این استان به رقمی بیش از یک میلیون و ۴۰۰هزار تن سیب درختی میرسد.
اگرچه بنا بر اظهارات محمدرضا اصغری وجود ۴۹۰ واحد سردخانه با ظرفیت بیش از یک میلیون و ۳۰۰ هزار تن، قابلیت ذخیرهسازی این میزان محصول را دارد اما این ظرفیت نگهداری مشکل فروش و تنظیم بازار را حل نکرده است.
این اعداد در نگاه نخست امیدوارکنندهاند؛ تولید بالا، سردخانههای متعدد و امکان عرضه در طول سال، همگی میتوانند مزیت اقتصادی بزرگی برای استان باشند. با این حال، وجود ظرفیت نگهداری بهتنهایی به معنای حل مشکل فروش نیست. سردخانه زمانی به کمک باغدار میآید که امکان استفاده از آن با هزینهای قابل تحمل وجود داشته باشد، محصول قابلیت نگهداری داشته باشد و کشاورز برای تأمین مخارج جاری زندگی مجبور نباشد بلافاصله پس از برداشت، میوه را به هر قیمتی بفروشد.
به بیان دیگر ظرفیت اسمی سردخانهها با ظرفیت واقعی استفاده از آنها برای همه باغداران یکسان نیست زیرا هزینه انبارداری، حملونقل، بستهبندی و تأمین نقدینگی میتواند کشاورزان کوچک را از این امکان محروم کند.
باغداری که برای پرداخت دستمزد کارگران یا بازپرداخت بدهیهایش به پول فوری نیاز دارد، نمیتواند فقط با توصیه به عرضه تدریجی محصول، از فروش فوری آن صرفنظر کند.
سیب صنعتی؛ از مصوبه تا اجرا
سیب صنعتی حدود ۴۰۰هزار تن از تولید باغهای استان را شامل میشود و خرید آن به عملکرد صنایع تبدیلی و زنجیره حملونقل و فراوری وابسته است. ازاینرو، نوسان قیمت و اختلال در روند خرید میتواند بر درآمد باغداران و برنامهریزی برای برداشت محصول تأثیر بگذارد.
در پی بروز مشکلات در بازار سیب صنعتی زیردرختی، نشست ساماندهی خرید این محصول با حضور نمایندگان باغداران، کشاورزان و صنایع تبدیلی به ریاست معاون هماهنگی امور اقتصادی استاندار آذربایجان غربی برگزار شد.
پس از این نشست نرخ خرید هر کیلوگرم سیب صنعتی از طریق تعاون روستایی در کارخانه پاکدیس و یکی از کارخانههای سلماس ۱۷ هزار تومان با شرایط پرداخت سهماهه و در یکی دیگر از کارخانههای سلماس ۱۴ هزار تومان بهصورت نقدی اعلام شد.
با این حال قیمت سیب صنعتی در برخی مراکز خرید به حدود ۸هزار تومان در هر کیلوگرم رسیده است. شماری از باغداران در واکنش به این وضعیت از ادامه برداشت و فروش محصول خودداری کردهاند و میگویند قیمتهای فعلی حتی هزینه کارگری برداشت را پوشش نمیدهد.
اختلاف میان نرخ اعلامی و قیمت واقعی معامله، مسئلهای اساسی است. وقتی مسئولان از تعیین قیمت حمایتی خبر میدهند، باید مشخص باشد چه مقدار محصول، در کدام مراکز، با چه شرایطی و در چه بازه زمانی خریداری شده است. اعلام یک نرخ بدون تضمین اجرای آن، لزوماً به معنای حمایت از تولیدکننده نیست.
نبود شبکه بازاریابی داخلی و خارجی
یکی دیگر از ریشههای بحران، دشواری دسترسی پایدار به بازارهای صادراتی است. تولید گسترده زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل میشود که محصول بتواند با کیفیت مناسب، قیمت رقابتی و هزینه حملونقل قابل قبول به دست مصرفکننده برسد.
بستهبندی نامناسب، هزینه بالای حمل، محدودیت ناوگان یخچالدار، مشکلات تجاری و دشواریهای بازگشت ارز میتوانند قدرت رقابت صادرکنندگان را کاهش دهند. در گزارشهای اقتصادی سالهای گذشته درباره سیب آذربایجان غربی نیز به محدودیتهای صادراتی و ضعف زیرساختهای بازاررسانی اشاره شده است.
البته صادرات نمیتواند تنها راه نجات محصول باشد چون بازارهای خارجی نیز با محدودیت تقاضا، رقابت تولیدکنندگان دیگر و تغییرات مقررات روبهرو هستند و اتکا به صادرات بدون تنوعبخشی به مقصدها و برنامهریزی پیش از فصل برداشت، ممکن است هر سال همان نگرانی را تکرار کند.
راهکار اصولی، ایجاد شبکهای از بازارهای داخلی و خارجی است تا پیش از برداشت؛ خریداران، حجم تقاضا، هزینه حمل و شیوه تحویل محصول در آن مشخص شود تا انعقاد قراردادهای بلندمدت با خریداران و توزیعکنندگان بتواند بخشی از فشار فروش را کاهش دهد.
همچنین باید سهم سیب درجهیک، سیب مناسب بازار داخلی و سیب قابل فراوری از ابتدا مشخص شود تا محصول بر اساس کیفیت و مقصد مناسب دستهبندی شود. اگر همه سیبها در اوج برداشت وارد یک بازار محدود شوند، حتی افزایش ظرفیت تولید نیز میتواند به افت قیمت منجر شود.
صنایع تبدیلی؛ حلقه مفقوده
آذربایجان غربی از نظر تعداد واحدهای فراوری و ظرفیت اعلامشده صنایع تبدیلی، امکانات قابل توجهی دارد و بنا بر گفته رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان ظرفیت اسمی کارخانههای کنسانتره به یک میلیون و ۹۰۰هزار تن رسیده و همچنین ۷۳ مرکز خرید سیب صنعتی از طریق تعاون روستایی برای کمک به مدیریت بازار امسال اعلام آمادگی کردند، اما با وجود این ظرفیتها، یک پرسش مهم باقی است که چرا وجود کارخانه و مرکز خرید همیشه به معنای خرید محصول از باغدار نیست؟
باید دقت کرد ظرفیت اسمی کارخانه با میزان واقعی فراوری آن تفاوت دارد و کارخانه برای خرید محصول به نقدینگی، نیروی انسانی، انرژی، تجهیزات فعال و بازار فروش محصول نهایی نیاز دارد و اگر کنسانتره یا دیگر فراوردههای تولیدشده بهموقع بهفروش نرسد صنایع نیز ممکن است در خرید مواد اولیه با محدودیت مواجه شوند.
از همین رو حمایت از صنایع تبدیلی باید به تأمین سرمایه در گردش، تسهیل فروش محصولات فراوریشده، بهبود فناوری و قراردادهای خرید پایدار محدود نشود بلکه همه این اجزا را در بر گیرد، در غیر این صورت، کارخانهای که ظرفیت اسمی بالایی دارد، ممکن است نتواند در حساسترین روزهای برداشت به داد باغدار برسد.
مسئولان چه میگویند؟
اظهارات مسئولان در مهر ماه امسال نشان میدهد مسئله قیمت سیب صنعتی همچنان در دستور کار مدیریت استان قرار دارد.
محمدرضا اصغری، رئیس سازمان جهاد کشاورزی آذربایجان غربی در ۲۲ مهر ۱۴۰۵ بر واقعیسازی نرخ خرید سیب زیردرختی تأکید کرده و میگوید: قیمتگذاری باید بر مبنای محاسبات کارشناسی و هزینه واقعی تولید باشد. او همچنین بر ضرورت تأمین نقدینگی و سرمایه در گردش صنایع فراوری تأکید کرد تا کارخانهها بتوانند سیب صنعتی را با قیمت مناسبتری از باغداران خریداری کنند.
رضا رحمانی، استاندار آذربایجان غربی نیز در نشست
۱۳ مهرماه ساماندهی سیب صنعتی، بر تعیین نرخ متناسب با هزینههای تولید تأکید کرده و خواستار ورود جدی دستگاههای مسئول و تشکلهای مرتبط برای مدیریت بازار و گشایش بازارهای جدید شده بود.
این اظهارات از نظر تشخیص مسئله اهمیت دارند، اما معیار موفقیت سیاستها، نتیجه آنها در باغ و مرکز خرید است و اکنون انتظار میرود مدیریت استان بهصورت عمومی اعلام کند نرخهای مورد توافق تا چه میزان اجرا شدهاند، چند تن سیب صنعتی خریداری و اختلاف میان قیمتهای اعلامی و معاملات واقعی چگونه بررسی شده است.
همچنین باید روشن شود مسئولیت پیگیری هر اقدام با کدام دستگاه است و چه زمانی باید نتیجه آن اعلام شود. تشکیل کارگروه، ابلاغ نرخ یا اعلام آمادگی برای خرید، زمانی ارزشمند است که باغدار بتواند در عمل محصول خود را با قیمت منصفانه تحویل دهد و پولش را در زمان مشخص دریافت کند.
راهکار چیست؟
حسین اسمی، کارشناس اقتصاد کشاورزی در گفتوگو با قدس در خصوص حل پایدار بحران سیب در این استان میگوید: حل این مشکل دیرینه به مجموعهای از اقدامهای هماهنگ نیاز دارد.
وی عنوان میکند: ابتدا دولت و تشکلهای کشاورزی باید پیش از آغاز برداشت، برآورد دقیقی از میزان تولید، سهم سیب صنعتی و تقاضای بازار تهیه کنند و بر اساس این برآورد، ظرفیت خرید کارخانهها، سردخانهها و شبکه توزیع باید مشخص شود.
اسمی بیان میکند: دوم برای سیب صنعتی باید سازوکاری شفاف و قابل نظارت ایجاد شود و نرخهای خرید، مراکز فعال، شرایط پذیرش محصول و زمان پرداخت باید به صورت عمومی اعلام شوند و اختلاف میان نرخ مصوب یا توافقشده و قیمت واقعی معامله مورد بررسی قرار گیرد.
این کارشناس اقتصاد کشاورزی ادامه میدهد: سوم اینکه دسترسی باغداران کمدرآمد به سردخانه باید تسهیل شود و در این راستا اعطای تسهیلات کوتاهمدت، تعرفههای متناسب و امکان ذخیرهسازی اشتراکی میتواند فشار فروش فوری را کاهش دهد و این حمایت باید بهگونهای طراحی شود که هزینه نگهداری محصول، سود احتمالی فروش در آینده را از بین نبرد.
وی چهارمین راهکار را توسعه صنایع تبدیلی دانسته و میگوید: باید این توسعه با تضمین بازار فروش فراوردهها همراه باشد و خرید سیب برای تولید کنسانتره، آبمیوه و سایر محصولات زمانی پایدار میشود که کارخانه بتواند محصول نهایی را نیز به بازار برساند.
وی از برنامه صادرات به عنوان پنجمین اقدام ضروری دولت یاد میکند و ادامه میدهد: این اقدام و برنامهریزی باید از ماهها پیش از برداشت آغاز شود و شناسایی بازارهای مقصد، رفع موانع تجاری، تقویت حملونقل سرد و عقد قرارداد با خریداران خارجی میتواند بخشی از محصول را پیش از اوج عرضه وارد مسیر فروش کند.




نظر شما